مدل فرایند هاوکس برای پیوند جریان سفارش، اثر بازار و نوسان ناهموار
خلاصه
این مقاله مدل ریزساختار بازار را پیشنهاد میکند که سفارشهای اصلی را از جریان واکنشی جدا میسازد و هر دو را با فرایندهای هاوکس بازنمایی میکند. در حد مقیاسگذاری، یک شاخص ماندگاری برای جریان سفارش اصلی چند الگوی مشاهدهشده بازار را به هم پیوند میدهد: جریان علامتدار ماندگار، ناهمواری زمانی حجم معاملات و نوسان، و اثر قیمت با قانون توانی. شرایط نبود آربیتراژ، رابطه میان این کمیتها را محدود میکنند.
نویسندگان پارامتر ماندگاری را از دادههای جریان سفارش علامتدار حدود سهچهارم برآورد میکنند. در چارچوب مدل، این مقدار با رابطه ریشه دوم اثر بازار و برآوردهای مشاهدهشده ناهمواری حجم و نوسان سازگار است. این بخش روابط نظری و یک واسنجی تجربی را خلاصه میکند، اما مجموعهداده، روش برآورد یا آزمونهای استحکام را توضیح نمیدهد. پیوندهای گزارششده به فرضهای مدل مشروطاند و بهتنهایی اثبات نمیکنند که مقیاسبندی یکسان در همه بازارها یا رژیمها صدق میکند.
ایدههای کلیدی
- مدل، سفارشهای اصلی و جریان واکنشی را با فرایندهای هاوکس بازنمایی میکند.
- یک شاخص ماندگاری واحد، جریان سفارش علامتدار، حجم، نوسان و اثر بازار را به هم پیوند میدهد.
- محدودیتهای نبود آربیتراژ، نوسان ناهموار و رابطه قانون توانی برای اثر قیمت را نتیجه میدهند.
- برآوردی نزدیک به سهچهارم با قانون ریشه دوم اثر بازار و الگوهای ناهمواری گزارششده سازگار است.
- این بخش دادهها یا استحکام برآوردهای تجربی را مشخص نمیکند.
برچسبها
متن کامل
# A unified theory of order flow, market impact, and volatility
# A unified theory of order flow, market impact, and volatility
We propose a microstructural model for the order flow in financial markets that distinguishes between {\it core orders} and {\it reaction flow}, both modeled as Hawkes processes. This model has a natural scaling limit that reconciles a number of salient empirical properties: persistent signed order flow, rough trading volume and volatility, and power-law market impact. In our framework, all these quantities are pinned down by a single statistic $H_0$, which measures the persistence of the core flow. Specifically, the signed flow converges to the sum of a fractional process with Hurst index $H_0$ and a martingale, while the limiting traded volume is a rough process with Hurst index $H_0-1/2$. No-arbitrage constraints imply that volatility is rough, with Hurst parameter $2H_0-3/2$, and that the price impact of trades follows a power law with exponent $2-2H_0$. The analysis of signed order flow data yields an estimate $H_0 \approx 3/4$. This is not only consistent with the square-root law of market impact, but also turns out to match estimates for the roughness of traded volumes and volatilities remarkably well.با ذکر منبع و مطابق مجوز اثر، بهطور کامل نمایش داده میشود. مجوز: abstract CC0
این خلاصه را عامل پژوهشی Stratmill بر پایه متن اصلی نوشته است؛ نسخهای از اثر منبع نیست.